علم واقعی

آن دانشی که به خشیت الهی منتهی نباشد .. و آن چیزی که منشأ غرور و غفلت باشد.. علم نیست.. علم واقعی خشوع و خضوع مطلق در برابر پروردگار می آورد.. و آن کمال مطلق را می شناسد.. و می پرستد.. و در دل آرزو می کند..

 

خداوند متعال در سوری مبارکه ی فاطر آیه ی ۲۸ می فرماید که:

 

وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ 

و از مردمان و جانوران و دامها که رنگهایشان همان گونه مختلف است [پدید آوردیم] از بندگان خدا تنها دانایانند که از او مى‏ترسند آرى خدا ارجمند آمرزنده است ..

 

 

-------

امام راحل بزرگوار ما در جایی همین نادانی واقعی را که به اسم علم منشأ آفات روحی و اخلاقی می شود متذکر می شوند و می فرمایند که:

"

الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْأکْبَرُ؛ یک حجاب بزرگ همین علم است؛ سرگرم میکند انسان را به همین مفاهیم کلیه عقلیه، و از راه بازش میدارد.

حجاب است براى اولیا؛ و هر چه علم زیادتر بشود، حجاب غلیظتر میشود. علقه انسان به همان علمى که دارد [است که‏] گاهى هم عالم خیال میکند همه ‏اش همین است. انسان از باب اینکه خودخواه هست، مگر اینکه از این جلد بیرون برود، هر علمى را که یافته است، ادراک کرده و خوانده، همه کمالات را منحصر به آن میداند. فقیه خیال میکند غیر فقه چیز دیگر نیست در عالم؛ عارف هم خیال میکند غیر عرفان چیزى نیست؛ فیلسوف هم خیال میکند غیر فلسفه چیزى نیست؛ مهندس هم خیال میکند غیر هندسه چیزى نیست. حالا یا علم را فقط عبارت از آن‏ میدانند که با مشاهده و با تجربه و اینها باشد، این را علم میدانند، ما بقى را دیگر علم نمیدانند. [...] این حجاب بزرگى است براى همه.
حجابهاى زیادى هست که غلیظتر از همه، همین حجاب علم است؛ یعنى آنچه باید با آن راه را پیدا کند، همان مانع بشود؛ علمى که باید انسان را هدایت کند، مانع از هدایت بشود؛ و علمهاى رسمى همه همین طورند که انسان را از آنچه باید باشد، محجوب میکنند؛ خودخواهى میآورند.
وقتى علم در یک قلب غیر مهذب وارد بشود، انسان را به عقب میبرد.
هر چه انباشته‏ تر باشد، مصایبش زیادتر است. وقتى یک زمین شوره‏زار [یا] سنگلاخ باشد، هر چه تخم در آن بکارند نتیجه نمی دهد. یک زمین شوره‏زار، قلب محجوب، غیر مهذب، قلبى که از اسم خدا هم میترسد [بیحاصل است.] بعضیها از مسائل فلسفى- با اینکه فلسفه یک علم رسمى است- چنان رم میکنند که خیال میکنند یک مارى است. فیلسوف هم از عرفان آن طور رم میکند. عارف هم همین طور است، [تا] بالاتر ...
همه علوم رسمى «سر به سر قیل است و قال».
و من نمیدانم ما کى [می توانیم‏] لا اقل آن طور خودمان را مهذب کنیم که این علوم رسمى خیلى مانعمان نشود؛ از خدا مانعمان نشود، از ذکر اللَّه مانعمان نشود. این هم خودش یک مسأله‏ اى است. اشتغال به علم، اسباب این نشود که از خدا غافل بشویم؛ اشتغال به علم، اسباب این نشود که یک غرور پیدا بشود که ما را از مبدأ کمال دور کند. این غرورى که در ملاها هست، چه آنهایى که علوم مادى و طبیعى دارند و چه آنهایى که علوم شرعى دارند یا علوم عقلى دارند. این، اگر قلب مهذب نباشد، یک‏ غرورى می آورد؛ همان غرورى که انسان را از خدا بکلى بازمیدارد.

{...}
گاهى علم توحید هم حجاب است. علم توحید است، برهان اقامه میکند بر وجود حق تعالى؛ لکن محجوب است از او. همین برهان دورش میکند، از آنچه که باید باشد دورش میکند. انبیا قدمشان این طور نبوده؛ اولیا و انبیا قدمشان، قدم برهانى نبوده؛ آنها برهان میدانستند؛ اما قضیه، قضیه اثبات واجب به برهان نبوده. مَتی غِبْتَ: کى غایب بودى. حضرت سید الشهدا میفرمایند: عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً .. آن چشمى که نمیبیند تو حاضرى و مراقبى، کور باشد، و کور هم هست...

   تفسیر سوره حمد، بخش سوم . دروس سوره حمد . جلسه سوم ...  متن، ص: ۱۳۸ تا ۱۴۱
/ 2 نظر / 10 بازدید
عبور

علمی که جز اصطلاح و الفاظ نبود .. جز تیرگی و حجاب چیزی نفزود ... هرچند تو حکمت الهی خوانیش؛ راهی به سوی کعبه ی عاشق ننمود ..

سکوت

گاهى علم توحید هم حجاب_اکبر_ است